![]() |
![]() |
|
| قرمزته |
|
علیرضا 9 تیر 1359 در ساعت 5 صبح و در بیمارستان امام رضا(ع) مشهد به دنیا آمد.او نه زیاد تپلی بود همیشه خوش تیپ و خوش لباس با ظهور علیرضا واحدی نیکبخت در عرصه فوتبال ملی و باشگاهی ایران بود که مردم و مطبوعات و مسئولان متوجه پدیده ای شدند.پدیده ای که کم کم بار شد و شیوع بین سایر بازیکنان و چهره ها،نظرات موافق و مخالف فراوانی را برانگیخت و مبدل به یکی از راههای بروز حاشیه در فوتبال شد. پدیده ای که کم کم جنبه های فرهنگی - دینی - سیاسی پیدا کرد و امروز همه جا در رسانه ها و ارگان و محافل عمومی، صحبت از آن و بحث مهار و شدت و ضعف آن است. پدیده(( وضع ظاهری)) بازیکن... در فرهنگ شرقی و اسلامی ،ظاهر مردان تعریف خاصی دارد و جدای این تعریف،هر حالتی ناپسند محسوب می شود. وقتی کسی که شهرت و اعتباری دارد و در مقام الگو نشسته،چه خودش بخواهد و چه نخواهد ،چه اعتقادی به این جایگاه داشته باشد و چه نداشته باشد ،برای او رعایت این ظاهر تعریف شده الزام بیشتری پیدا می کند. علیرضا سمبل فوتبالیست ها و الگوی جوانان بود و از همان اولین روز درخشش در تیم ملی و استقلال با عکس ها و ژست های مختلف روی جلد نشریات نشان داد که فوتبال حرفه ای پیامدهای مختلفی دارد که حداقل تا آن روز به بسیاری جنبه هایش فکر نکرده بودیم. ماجرا از ژل زدن علیرضا شروع شد. در مدت کوتاهی دیگر فوتبالیستی در ایران پیدا نمی شد که ژل نزند! بعد او تیپ های مختلف و لباسهای گوناگون را پوشید.در مدت کوتاهی این هم عرف شد و به تدریج ماشین بازی، آرایش مو و رو، تل و کش و جراحی زیبایی هم جزو ملزومات فوتبالیست شدن شد!و از آنجا که همیشه افراط و تفریط در هر جامعه ای هست،وقتی پای چند خبر پارتی و شب نشینی و خانه ها و باندهای فساد هم در صحنه حوادث روزنامه ها درج شد،دیگر از هر طرف و هر صنف و هر مرجعی سیل انتقادات علیه وضع ظاهری فوتبالیست ها به راه افتاد و ایت سیل... علیرضا را کمتر از همه در این ماجرا ها نقش داشت،به جرم باعث و بانی بودن،هم شامل شد! برخلاف تمام حرف و حدیث ها، علیرضا از همان دوران نوجوانی و به خاطر شغل پدر و مادر و خصایص اخلاقی، لباس نو و ظاهر آراسته را دوست داشت. وقتی هم به شهرت و ثروت رسید، به طور طبیعی بیشتر سعی در آراستگی وضع ظاهرش کرد و هیچکدام از این مسائلبه خودی خود بد و زننده نبود. علیرضاهرگز در این سالها افراط و تفریطی نداشته و به جرات تنها فوتبالیستی است که هرگز در میهمانی های آنچنانی و مشکلات اخلاقی وسط نبوده و نیست. علیرضا شیک پوشی را دوست دارد. اندام متناسب و ظاهر زیبا و مردانه او هم مزید بر علت شده تا هر چه بپوشد و هر تیپی بزند، به اوحسابی بیاید. او بیشتر از مارک لباسهای خارجی زارا(zara) و دیزل(Dizell ) استفاده می کند و اغلب اوقات تیپش اسپرت است از کت و شلوارخوشش نمی آید و کراوات را تنها برای مجالس رسمی می زند.در روز معمولا بر اثر گرما و تعرق تمرین دو دست لباس عوض می کند و تمام رنگهای روشن و شاد را دوست دارد. ادکلن می زند و بیشتر از مارک ((اولتراویلت212)) و (( Gio)) استفاده می کند. ژل سرش کتیراست و مارک کفش هایش هم آدیداس و پوما. جواب ثابت تمام اهالی فوتبال به سوال ((خوش تیپ ترین فوتبالیست))علیرضاست علیرضا اولین فوتبالیستی بود که به مفهوم و معنی واقعی سوپراستار رسید. در جامعه ایران سوپراستارها جایگاهی نداشتند و با ظهور علیرضا کم کم این معنی برای مردم جا افتاد او مثل تمام سوپراستارهای موسیقی پاپ، سینما و ورزش جهان همیشه تیتر یک و عکس روی جلد مجله ها و روزنامه ها بود... علیرضا هنوز همان کودک شاد و سر زنده ای ست که در دوران تحصیل همه جا با همه گرم می گرفت و هرگز دچار غرور و مسائل شهرت نشده است او بدون هیچگونه ناراحتی از کودکی اش حرف می زند ((همیشه از درخت بالا می رفتم و شاتوت می خوردم)) او اهل دعوا و درگیری فیزیکی نیست، چه در فوتبال که هرگز با کسی درگیر نشده و چه در زندگی شخصی که می گوید:(( زرنگ تر از این بودم که با کسی دست به یقه بشوم )).او کینه ای هم نیست و در قبال بدترین رفتارها همه را می بخشد اولین اخطار واخراج عمرش را فراموش کرده اولین عروسی که رفته بود سال 70 عروسی دختر خاله اش بوده و بعد ماجرایی که در عروسی فرزاد مجیدی اتفاق افتاد و فیلم آن مراسم لو رفت دیگر پایش را در چنین مجالسی نمی گذارد...عزاداری را هم دوست دارد ماه محرم را همیشه در مشهد می گذراند شوهر خاله اش مداح است و همیشه در منزل آنها پای ثابت عزاداری بوده زیاد اهل این طرف و آن طرف رفتن در ما محرم نیست و در کودکی هم خانواده اش اجازه نمی دادند جای غریبی برود. هنوز هم در تهران جای را که بلد نیست نمی رود . یک بار که با دایی اش، صمد برای تماشای قمه زنی رفته بود با دیدن خون غش کرد و دیگر چنین کاری نمی کند ماه رمضان را دوست دارد و زیباترین خاطرات را دم افطار و سحر می داند.
تاریخ عروسی نیکبخت 18 شهریور 85 ( من همتونو دعوت می کنم به صرف شام و شیرینی و میوه به خرج علیرضا
اواخر فروردین 85 بود که بعد از سپری شدن رسم و رسومات اولیه،علیرضا و همسرش به صورت رسمی در یکی از دفاتر ازدواج و طلاق به عقد دایم در آمده و اسمشان وارد شناسنامه های یکدیگر شد تا علیرضا دیگر به صورت رسمی وارد دنیای متاهلی ها شود.
علیرضا و همسرش برای خرید بیشتر راهی برج میلاد در شهرک غرب می شوند و پاتوق خریدشان برج میلاد است. در ماههای گذشته خیلی ها علیرضا و همسرش را در کنار هم در برج میلاد دیده اند.
این زوج خوشبخت همسر علیرضا، خانومی است که اصلیت خوزستانی دارد اما بزرگ شده تهران است و در یکی از مناطق شمال شهر تهران زندگی می کند اوضاع مالی خانواده این خانم روبه راه است.
همسر نیکبخت،دختر بزرگ خانواده است و یک خواهر کوچکتر هم دارد( خوش به حال خواهر کوچیکه
جالب است بدانید که در اولین برخوردی که میان علیرضا و همسرش وجود دارد، این خانم اصلا علیرضا نیکبخت واحدی را نشناخته
حدود چند ماهی می شود که علیرضا مرتب فیلم های بازی های گذشته اش را به همسرش نشان می دهد تا او با دیدن این فیلم ها، با بازی علیرضا آشنا شود.جالب است بدانید علیرضا چند گل حساسی که زده را زودتر از بقیه بازیهایش به همسرش نشان داد تا به قول معروف کلی کلاس بگذارد و به همسرش ثابت کند بازیکن بزرگ و تاثیرگذاری است.
هنوز تصمیم نهایی در این زمینه گرفته نشده است، اما به احتمال فراوان آنها در آپارتمانی در خیابان فرشته ساکن خواهند شد.در این زمینه هنوز جستجوی آنها برای خرید آپارتمانی که دلخواه آنها باشد ادامه دارد.
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه سی و یکم مرداد 1385ساعت 20 توسط سارا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
نه آبی نه مشکی فقط قرمز عشقی
سلام خوبین ...من سارا هستم .عاشق و دیوونه تیم پرسپولیسیم... رنگ قرمز ومشکی رو خیلی دوست دارم، بازیکن مورد علاقم جواد کاظمیانه وعلیرضا نیکبخت واحدی .... از بازیکنای خارجیم از کریستین رونالدو و کاکا و دکوخوشم میاد..بازیکن منفور وین رونی و تیم محبوبم: میلان و رئال مادریدو منچستر یونایتد است.ولی طرفدار پرو پاقرص میلانم...از مربی خارجیم از مورینیو خوشم میاد....در ضمن هر کس به تبادل لینک موافق بود تو نظرات بهم خبر بده ... به امید موفقیت تیم پرسپولیس در لیگ برتر وجام حذفی... مرسی که به من سر می زنید....... از پرسپولیس گذشتن یه راه بی عبوره...عاشق این تیم شدن برای ما غروره ...عاشق این تیم شدیم تا آخرش باهاشیم |
| نوشته های پیشین |
|
فروردین 1387 بهمن 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 آبان 1385 مهر 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 تیر 1385 |
|
RSS
|